English Japanese Italian Portuguese Arabia
Powered by: Google Translate
سخن روز

سکوت تنها پاسخی است که اصلا ضرر ندارد

بالا بردن اعتماد بنفس



بیشتر اوقات نوع احساسات ما در موقعیت های متفاوت، از دید ما نسبت به آنها ناشی می شود. این نگرش اغلب درست است اما نه همیشه!

به عنوان مثال گاهی بدون هیچ دلیلی با خودمان سر جنگ داریم! یا در مورد انگیزه های دیگران از حرف ها و کارهایشان اشتباه می کنیم. این مسائل موجب بروز مشکلات متعدد، ناراحتی و قضاوت‌های ناعادلانه در مورد دیگران خواهد شد.

تفکر آگاهانه، منطقی و مثبت ابزارهای ساده ای هستند که کمک می کنند در این شرایط قرار نگیریم.

ریچارد اس. لازاروس  تعریفی فراگیر از استرس ارائه می کند که بر اساس آن فرد هنگامی احساس استرس می کند که فکر کند آن چه از او می خواهند بیش از منابع اجتماعی و شخصی‌ای است که در اختیار دارد است.

تحت استرس و اضطراب افراد دو قضاوت عمده انجام می دهند:

۱-  آن ها در این شرایط احساس می کنند که تهدید شده اند

۲-  باید ببینند آیا توانایی ها و منابعی که در اختیار دارند برای مقابله با این تهدید تکافو می کند یا خیر!

میزان فشار و تهدیدی که فرد احساس می کند به میزان آسیبی بستگی دارد که قرار گرفتن در این شرایط به او وارد می کند و نیز اینکه چقدر منابع و امکاناتش از آن چه باید باشد کمتر است.

آنچه در این بین مهم است طرز نگرش و برداشت ما از شرایط است، زیرا (به لحاظ فنی) شرایط به خودی خود استرس زا نیست، بلکه این تفسیر ما از موقعیت است که موجب استرس ما می شود. در واقع بعضی اوقات حرف هایی که با خودمان می زنیم همه درستند. برخی موقعیت ها واقعاً خطرناک هستند و می‌توانند به لحاظ فیزیکی و اجتماعی یا حتی کاری ما را تهدید کنند. در این جا استرس و احساس بخشی از سیستم هشدار دهنده ای است که ما را در مورد وقوع این شرایط آگاه می کند.

گاهی اوقات با خودمان تند و غیرمنصفانه رفتار می کنیم، رفتاری که شاید هیچ وقت با دوستان یا اعضای گروه‌مان نداشته باشیم. این گونه رفتارها به همراه منفی بافی های دیگر موجب استرس و ناخشنودی های بسیار می شود و نیز به شدت اعتماد به نفسمان را کاهش می دهد.

چگونه از ابزارهای معرفی شده استفاده کنیم؟

تفکر آگاهانه

منفی نگری منجر به ترس از آینده، از دست دادن اعتماد به نفس، سرزنش خود به خاطر ارتکاب اشتباهات، عدم اطمینان به توانایی ها و انتظار شکست می شود. همچنین این منفی نگری موجب آسیب باورها و شیوه‌ی عملکرد و کند شدن مهارت های ذهنی ات می شود.

افکار منفی به آرامی می آیند، آسیبشان را وارد می کنند و پاورچین پاورچین دور می شوند بدون آنکه کسی متوجه شود! و از آنجا که متوجه حضورشان نمی شویم نمی توانیم آن ها را به چالش بکشیم. پس حتی ممکن است کاملاً نابجا و غلط باشند هرچند درست یا غلط آسیبشان را می زنند و می روند.

تفکر آگاهانه یعنی تحت نظر گرفتن افکار و آگاهی کامل از آن چه در سرمان می گذرد.

یک راه برای آگاهی از افکار آن  است که وقتی در یک موقعیت استرس زا قرار می گیری به جریان سیال ذهنت  توجه داشته باشی.

هیچ اندیشه ای را سرکوب نکن. بلکه اجازه بده در مسیر خودشان حرکت کنند، در حالیکه بر آن ها احاطه داری و همه چیز تحت نظر است. سعی کن از همه ی آن ها یادداشتی تهیه کنی. با یادداشت این افکار در یک دوره ی زمانی مشخص می توان به سرعت به الگوهای مشابهی در تمام آن ها پی برد. وقتی در پایان دوره این یادداشت ها را با هم مقایسه می کنید باید بتوانی افکار آسیب رسان را از افکار خنثی جدا کنی. این کار را به عنوان یک اولویت در برنامه هایت قرار بده.

در فرآیند مدیریت افکار منفی، نخستین گام تفکر آگاهانه می باشد، که با این راهکار قادر خواهی بود تنها به افکاری بپردازی که در حیطه ی آگاهی و درکت هستند.

تفکر منطقی

گام بعدی در مواجهه با اندیشه های منفی به چالش کشیدن منفی بافی هایی است که در مرحله تفکر آگاهانه بدست آورده ای. به تک تک مواردی که یادداشت کرده ای نگاه کن و سعی کن به طور منطقی آن ها را به چالش بکشی. از خودت بپرس آیا عقلانی است؟ ببین آیا بررسی دقیق آن نتیجه ای در بر خواهد داشت؟!

احساس عدم کفایت و بی لیاقتی:

آیا برای انجام کاری که می کنی به اندازه‌ی کافی کارآزموده و تحصیل کرده هستی؟ آیا تجربه و امکانات مورد نیاز برای انجام آن را داری؟ آیا برنامه ریزی کرده‌ای، آمادگی داری؟ اگر این کارها را کرده‌ای، یعنی همه ی کارهایی که باید انجام می دادی انجام شده! اگر هنوز نگرانی ببین آیا استانداردهای دست نیافتنی و اغراق آمیزی برای انجام آن کار در نظر نگرفته‌ای؟!!

احساس ناراحتی از ضعف در عملکرد شغلیتان:

آیا آموزش هایی که یک نفر معقولانه فکر می کند برای این کار مورد نیاز است را داری یا نه!؟ آیا پیش‌بینی های لازم را کرده ای؟ آیا اطلاعات و منابع مورد نیاز را در اختیار داری؟ آیا می دانی چقدر زمان نیاز داری؟ آیا کاملاً آماده ای؟ اگر آماده نیستی باید هر چه سریع تر این آمادگی را ایجاد کنی! و اگر همه ی این شرایط مهیاست بدان که باید شروع کنی!

مسائل و امور خارج از کنترل:

آیا برای اتفاقات غیر مترقبه آماده ای؟ آیا برای مقابله با ریسک های احتمالی برنامه ریزی کرده ای؟ اگر این طور است بدان که آماده ای تا به استقبال همه ی مسائل و مشکلات بروی و از پس همه ی آن ها بر بیایی!

ناراحتی از واکنش های دیگران:

اگر در آمادگی کامل هستی و نهایت تلاشت را کرده ای و بهترین نتیجه ی ممکن را ارائه داده ای و اکنون نگران رویارویی با مخاطبانت هستی، بدان اگر آن ها عادل و منصف باشند که حتماً پاسخ مثبت خواهند داد و اگر مغرض باشند این مسئله امریست خارج از کنترل تو و لذا نباید درباره ی آن نگران باشی!

مثبت اندیشی و فرصت جویی

وقتی که به مبارزه با افکار منفی و آسیب رسان بر می‌خیزیم اغلب توصیه می شود برای رویارویی هرچه بهتر با آن ها به افکار مثبت و باورهای خوب روی بیاوریم. گاهی خود موقعیت می تواند در ارائه فرصت های مناسب کارایی داشته باشد.

جملات حاکی از تأیید و تصدیق موجب افزایش اعتماد به نفس می شوند. ادای این جملات بر اساس ارزیابی های واضح و منطقی‌ای که با استفاده از تفکر منطقی حاصل شده است، می تواند اثرات سوء باقی مانده از منفی بافی‌ها، بر روی اعتماد به نفسمان را خنثی کند.

این جملات در صورت ادا شدن به صورت ویژه( کلی گویی نکنیم)، در زمان حال( به لحاظ دستوری)، و با روحیه ای شاد و سرشار از احساس می تواند اثری قویتر داشته باشد.

بر همین اساس، این جملات مثبت می توانند در موقعیت های زیر به کار آیند:

احساس عدم کفایت:

  • برای این کار آموزش های لازم را دیده ام!
  • تجربه کافی، لوازم، منابع و امکانات لازم را دارم!
  • به همه ی شرایط و اتفاقات احتمالی در مسیر فکر کرده ام و برای مواجهه با آن ها آمادگی دارم!
  • از پس این کار به خوبی بر می آیم!

ناراحتی از نوع عملکرد:

  • به خوبی برای این کار برنامه ریزی کرده ام و بر همه ی مشکلات و موانع این کار احاطه دارم!
  • زمان لازم، منابع و همکاری اطرافیانم را در اختیار دارم و به راحتی می توانم به نتیجه ی مورد دلخواهم برسم.

مشکلات و موانع خارج از کنترل:

  • درباره ی همه ی آن چه احتمالاً پیش خواهد آمد از پیش اندیشیده ایم و برای رویارویی با آن برنامه ریزی کرده ایم.
  •  اطرافیان نیز برای هرگونه کمک آمادگی دارند.
  • برای واکنش مناسب در اتفاقات غیر مترقبه هم خودم را آماده کرده ام.

ناراحتی از واکنش های احتمالی دیگران:

  • به خوبی آماده ام و نهایت تلاشم را هم کرده ام!
  • افراد منصف به نتیجه ی کوشش و تلاشم احترام خواهند گذاشت و پاسخ عاقلانه و حرفه ای نیز برای انتقادات ناعادلانه و نادرست آماده کرده ام.

اگر ممکن است این جملات را روی کاغذی بنویس و سعی کن همیشه نیم نگاهی به آن داشته باشی

مثبت اندیشی علاوه بر آنکه کمک به ساختن و پرداختن این عبارات در ذهنمان می کند، می تواند مجالی به وجود آورد تا فرصت های موجود در موقعیت های مختلف را هرچه بیشتر و بهتر درک و دریافت کنیم. انجام درست و موفقیت آمیز مواردی که در بالا ذکر شد، فرصت های خوبی را فرا راه‌مان قرار خواهد داد. مهارت های جدیدی می آموزیم، به عنوان کسی شناخته می شویم که می تواند همواره بر شرایط چالش بر‌انگیز چیره شود و نیز فرصت های شغلی جدیدی را سر راهمان قرار خواهد داد.

تشخیص و درک این موقعیت ها و تمرکز بر آن ها باید  بخشی از فرآیند مثبت اندیشه‌مان شود.

در گذشته افراد بدون آنکه دقیقاً بدانند چه می کنند طرفدار پروپا قرص مثبت اندیشی بودند. آنها معتقد بودند مثبت اندیشی کلید همه ی درهای بسته است. البته مثبت نگری باید همواره به همراه عقل سلیم و چشمان باز اعمال شود. ابتدا تصمیمی عاقلانه برای تلاش و کوشش و رسیدن به اهداف و آرمان هایت بگیری و سپس برای تقویت نیرو و انگیزه ات از مثبت گرایی کمک بخواهی.

 خلاصه آنچه گفته شد:

از این ابزار می توان برای مدیریت و مقابله با استرس های ناشی از منفی گرایی استفاده کرد.

تفکر آگاهانه موجب می شود افکار منفی ات را بشناسی، خاطرات نا‌خوشایند را در پس ذهنت ببینی و سوء برداشت هایت از موقعیت ها را بپذیری. این ها مسائلی هستند که موجب ایجاد اختلال در عملکرد تو و رسیدن آسیب به اعتماد به نفست می شود.

تفکر منطقی کمک می کند تا افکار منفی ات را به چالش بکشی، از آن ها درس بگیری و در پایان به طور کامل آن ها را از ذهن و فکرت بیرون بیاندازی.

تفکر مثبت هم که مسئول ساخت و پرداخت عبارات مثبت برای رویارویی با تفکرات منفی است. این عبارات اندیشه های منفی را خنثی می کنند و پایه های اعتماد به نفست را محکم می کنند. دید مثبت می‌تواند فرصت های فراوانی که در اطرافت هست، اما در پس سختی ها و مشکلات از نظر پنهان شده‌اند را آشکار کند.

برگرفته از سایت دگرش



مکیدن انگشت در کودکان نشانه اضطراب است

یک روانپزشک در گفت‌وگو با فارس:

یک روانپزشک گفت: شیرخوار به طور اتفاقی یا در هنگام گرسنگی شروع به مکیدن انگشت می‌کند اما اگر این عمل بازگیری نشود کودک در سنین مدرسه و بالاتر این رفتار را در هنگام اضطراب انجام می‌دهد.

هادی معتمدی در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس، اظهار داشت: مکیدن انگشت در دوره نوزادی یک رفتار عادتی است چرا که نوزاد همواره در جست و جوی سینه مادر است و به همین منظور رفلکس مکیدن را طی می‌کند.

استاد دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تصریح کرد: رفلکس مکیدن به نوزاد حالت خوشایندی می‌دهد و باعث آرامش نوزاد می‌شود. این رفتار برای نوزاد عمل لذتبخش شیر خوردن را تداعی می کند؛ بنابراین نوزاد به طور اتفاقی یا در هنگام گرسنگی شروع به مکیدن انگشت می‌کند.

این روانپزشک ادامه داد: بنابراین مکیدن انگشت در سنین نوزادی نمی‌تواند نشانه اضطراب باشد بلکه یک نوع رفلکس جست و جو است که می‌تواند به صورت عادت درازمدت در بیاید.

معتمدی با بیان این مطلب که مکیدن انگشت نوزاد شیرخوار نباید غیرطبیعی تلقی ‌شود ادامه داد: این مطلب بدان معنا نیست که این عمل نباید بازگیری شود بلکه باید در این موقع از پستانک استفاده  کرد یا به صورت آرام انگشت بچه را از دهان خارج کرده و با رسیدگی بیشتر مادر و تغذیه به موقع نوزاد ، وی را از مکیدن انگشت برحذر داشت.

استاد دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی افزود: اگر این عمل نوزاد بازگیری نشود ممکن است کودک تا سنین مدرسه و بالاتر نیز این رفتار را تکرار کند و در آن موقع هر گاه که دچار اضطراب شود اقدام به مکیدن انگشت کند حتی در موقع خوابیدن نیز انگشت خود را بمکد.

این روانپزشک ادامه داد: بهتر است از همان سنین نوزادی به گونه‌ای که نوزاد اذیت و آزار نشود رفتار بازگیری انجام شود تا بعدها تبدیل به عادت نشده و جدایی سخت‌تر نشود.

معتمدی تصریح کرد: بسیاری از مادران برای بازگیری کودک از مکیدن انگشت در سنین بالاتر انگشت را تلخ می‌کنند یا از مواد تند و آزار دهنده استفاده می‌کنند که باید مادران را از این عمل باز داشت. 

استاد دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی اظهار داشت: استفاده از آبلیمو، مواد گیاهی و همچنین مالیدن موادی که کودک به آنها علاقه ندارند بر روی انگشت کودک می‌تواند در بازگیری کودک از مکیدن انگشت مؤثر باشد.

نوشته شده در تاریخ شنبه 13/ مهر /1392 - توسط مدیر سایت

تاثیر فشارهای روحی - روانی بر سفید شدن مو

   
گرچه معمولا در مردان پس از سن 30 سالگی و در زنان پس از سن 35 سالگی موهای سر سفید می‌شوند، اما برخی از افراد در نخستین سال‌های نوجوانی و جوانی داشتن چندین تار موی سفید رنگ را تجربه می‌كنند. این در حالی است كه در گروهی دیگر ممكن است حتی تا سن 50 سالگی نیز اصلا هیچ تار موی سفیدرنگی بر سر فرد دیده نشود. فرآیند سفید شدن تدریجی موهای سر در روزنه‌های عمیق پوست سر كه فولیكول نام دارند، انجام می‌شود. معمولا روی پوست سر هر فرد حدود 100 هزار روزنه فولیكولی به شكل قطره اشك وجود دارد كه هریك از آنها از توانایی جوانه‌زنی چندین تار مو در دوره طبیعی طول عمر خود برخوردار است.

در انتهای هریك از فولیكول‌های مو سلول‌هایی به نام ملانوسیت وجود دارد كه مولد رنگدانه ملانین است. با از بین رفتن بخشی از ملانین مو، تارهای مو بتدریج خاكستری رنگ می‌‌شوند و هنگامی كه همه سلول‌های مولد رنگدانه ملانین از بین رفته باشند، موها سفید خواهند شد.

به عبارت دیگر می‌توان گفت كه از بین رفتن تدریجی سلول‌های بنیادی مولد ملانوسیت‌ها سبب سفید شدن موها خواهد شد. بسیاری از محققان بر این باورند كه استرس و فشارهای روانی می‌تواند نقش موثری در از بین رفتن رنگدانه‌های مو داشته باشد. اما از آنجایی كه مجموعه‌ای از عوامل مختلف بر روند سفید شدن موها تاثیر می‌گذارند، بنابراین نمی‌توان با قطعیت درباره این فرضیه صحبت كرد. اگرچه ممكن است هورمون‌هایی كه در نتیجه استرس یا فشارهای روانی در بدن ترشح می‌شوند، بر بقا و ماندگاری ملانوسیت‌ها و فعالیت آنها تاثیرگذار باشند، اما هیچ ارتباط مستقیمی بین مواجه شدن با فشارهای روحی و روانی و سفیدن شدن موها یافت نشده است.

سفید شدن موها می‌تواند ناشی از آسیب شدید وارد شده به رادیكال‌های آزاد باشد. درواقع هورمون‌هایی كه در نتیجه قرار گرفتن در معرض فشارهای روحی و روانی در بدن آزاد می‌شوند، منجر به التهاب سلول‌ها شده و در نتیجه آن رادیكال‌های آزاد در بدن ایجاد می شوند. این سلول‌های ناپایدار به سلول‌های بدن آسیب می‌رسانند و بنابراین می‌توان گفت كه رادیكال‌های آزاد ایجاد شده در بدن می‌توانند تولید ملانین در فولیكول‌های مو یا از بین رفتن رنگ این رنگدانه‌ها را تحت تاثیر خود قرار دهند. به طور كلی اگرچه عوامل ژنتیكی بر روند سفید شدن موها تاثیر می‌گذارند، اما استرس و فشارهای روانی و همچنین سبك زندگی افراد نیز می‌تواند روند سفید شدن موهای فرد را 5 تا 10 سال تسریع كرده یا به تاخیر اندازد. براساس نتایج به دست آمده از تحقیقات انجام شده ترشح هورمون‌هایی كه در نتیجه قرار گرفتن در معرض فشارهای روحی و روانی در فولیكول مو آزاد می‌شوند، بر آزاد شدن عاملی كه منجر به ساخت ملانوسیت‌ها و انتقال آن به سلول‌های بنیادی سازنده هریك از تارهای مو می‌شود تاثیر می‌گذارد و بنابراین در شرایطی كه در آزادشدن این عامل واسط به هر دلیلی اختلال ایجاد شود انتقال رنگدانه به تارهای مو نیز متوقف خواهد شد. بنابراین دانشمندان در تلاش هستند به شواهد و یافته‌های بیشتری مبنی بر تاثیر فشارهای روحی و روانی بر تسریع فرآیند سفید شدن موها دست یابند، اگرچه هنوز هیچ گونه شواهد علمی در تایید وجود این رابطه علت و معلولی یافت نشده است.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2/ مهر /1392 - توسط مدیر سایت
فرم تماس سریع
نظرسنجی
چه مطالبی را بیشتر می پسندید
  • [ ۴ راي ]
    [ ۳ راي ]
    [ ۲ راي ]
    [ ۳ راي ]
  • آمار بازدیدکنندگان
    • بازدید امروز: 38
    • بازدید دیروز:۱۸
    • بازدید کل: 39452
    • افراد آنلاین:1
    تمامی حقوق این سایت متعلق به زیور اشرف پوری می باشد و هر گونه کپی برداری با ذکر منبع بلامانع می باشد
    اطلاعات تماس :